علي بن حسين انصارى شيرازى

158

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

خيرى انواع است يك نوع خيرى سياه است و آن را خيرى خطايى گويند و يك نوع بنفش است و آن را خيرى ميروينى گويند و هفت رنگ گويند يك نوع سفيد و يك نوع سرخ و آن برى بود و آن خزامى بود و گفته شد و يك نوع زرد بود و بهترين آن زرد بود كه بپارسى خبرى گويند و در بغداد و موصل آن را عصيفره خوانند طبيعت آن گرم بود و گويند گرم و خشك بود در اول و گويند در دويم و بوئيدن گل وى محلل بادهاى غليظ بود از دماغ و سردى دماغ و رطوبت آن را نافع بود و گل وى چون خشك شود قوت وى زياده بود از تر و طبيخ وى حيض براند و ورم رحم را سود دهد چون در آن نشينند بچهء مرده و مشيمه بيرون آورد و اگر بياشامند مضر بود بچه را در مشيمه به سبب حرارتى كه در وى هست و قوت تخم وى و گل وى يكسان بود و اگر دو مثقال از تخم وى بياشامند حيض براند و باد معده و امعاء را نافع بود و فواق را سود دهد و اگر با عسل زن آبستن به خود برگيرد بچه زنده بكشد و مرده بيرون آورد بيخ وى در قوت مانند ايشان بود ليكن غليظتر و به طبيعت زمين نزديك بود و چون ويرا خشك كرده با سركه بر سپرز سخت‌شده ضماد كنند نافع بود و نقرس و ورمى كه در مفاصل پيدا شود و بغايت صلب بود چون ضماد كنند سودمند بود و طبيخ وى به سركه درد دندان را سود دهد و گل وى چون در موم روغن كنند شقاق مقعد و انگشتان را نافع بود و چون با عسل بياميزند قلاع زايل كند و خيرى سياه كه آن را بشيرازى خطايى خوانند طبيعت وى معتدل است و نافع بود جهت بادى كه در سر باشد و غير از نوع زرد و سرخ كه منفعت آن گفته شد انواع ديگر خيرى چندان منفعتى كه مشهور بود كه آن را ياد كنيم ندارند مگر كسى چيزى به تجربه معلوم كرده باشد لاتين VESICARIA GUAPHALOIDES خيروع خبازى است و بپارسى خرو گويند و قديم الملك نيز گويند و در خبازى گفته شد خيربوا هيل‌بوا خوانند و هال‌بوا بهترين آن تازه فربه بود و تيز بود و رازى گويد در قوت مانند قرنفل بود و لطيف‌تر از قاقلهء بزرگ بود و طبيعت وى گرم و خشك است در سئوم معده و جگر سرد را سودمند بود و به جهت معده نيكوتر از قاقله بود و قى ببندد و غذا را هضم كند و ابن ماسويه گويد كه معده را از اخلاط بلغمى پاك كند و اشتهاى طعام بازديد كند و نافع بود جهت وجعهاى سرد خاصه در دماغ و قوت سر بدهد و اربياسوس گويد جهت بهق كه در همه بدن بود بغايت سودمند بود چون يك جزو از وى و يك جزو كندس و يك جزو تخم تره‌تيزه كوفته و بيخته با عسل بسرشند و طلا كنند و گويند مضر بود باحشاى محرورى و مصلح آن شيرهء تخم خرفه و سكنجبين بود و وى را بهندى لاحى خوانند خيروان بلدى آس‌برى است و گفته شد صفت آس در الف و صفت برى كه آن را مورد اسفرم خوانند در باب ميم گفته شود ان شاء الله تعالى